سرزمین تیزهوش‌ها

مرجع آموزشی همه‌ی دانش آموزان باهوش سرزمینمان، ایران

ناگفته‌های انتخاب مدرسه

اطلاعات بیشتر ...

کدام مدرسه برای فرزند من مناسب‌تر است؟

اطلاعات بیشتر ...

معرفی کتاب و محصولات آموزشی : قصه : رمان و داستان صفحه 32

زیر گروه های این بخش :

برای 9 تا 11 ساله ها | به تفکیک ناشران
« 27 28 29 30 31 32 33 34 مطلب : 335
ماهی های بالا بندر

ماهی های بالا بندر

تا اینکه یک روز، دو ماهی کوچک که در اعماق دریای بالابندر دوچرخه بازی می کردند، لکه ی سفید بزرگی دیدند. لکه ای که شبیه به هیچ ماهی ِ دیگری نبود. لکه ای که به هیچ چیزی شباهت نداشت ...

0 :
ادامه...
ماهی ها پرواز می کنند

ماهی ها پرواز می کنند

«اَلای نیکرسون» دختری است که در کلاس ششم درس می خواند. الای مشکل خواندن دارد. اما هربار که به مدرسه ی جدیدی وارد می شود، با دردسرهایی که درست می کند، ناتوانی اش را در خواندن از دید همه پنهان می کند.

0 :
ادامه...
موهای معلق چشم های چرخان

موهای معلق چشم های چرخان

نیلوفر دختری است که یک گربه ی سخنگو به نام کاموا دارد، کاموا کمی تپل است و عاشق کتاب خواندن است. نیلوفر می تواند از درهای بسته و دیوار رد شود و مثل آفتاب پرست با سطوح یکی شود....

0 :
ادامه...
مجموعه عمه گیلاس

مجموعه عمه گیلاس

داستانی وهم انگیز سراسر تخیل و ترس، داستان پسری که دانه به دانه هویت واقعی اطرافیان و خانواده اش را کشف می کند ... چیزی که سال ها از آن بی خبر بوده ... البته میان این همه ترس و تخیل، نویسنده فراموش نکرده که شما را هم بخنداند.

0 :
ادامه...
 مجموعه همه پرسش های اشتباه

مجموعه همه پرسش های اشتباه

کسی هم دختر گمشده را دیده؟ چرا پدر و مادرش این قدر بی خیالند؟ آخر یک آزمایش شیمیایی ،سوپر مارکت،موهای کاموایی و مجسمه ای دزدیده شده ربطی به هم دارند ؟ چرا حرف را عوض می کنید؟قرار است فکر و ذکرتان دختر گمشده باشد.او کجاست؟

0 :
ادامه...
هیولای خوش قلب

هیولای خوش قلب

خیلی زود همه جمع شدند تا درباره ی سرنوشت هیولا نظر بدهند. پروفسور بسیار دانا شیشه ی عینکش را پاک کرد و گفت: «این هیولا یک حیوان نادر است. حیف است که بمیرد!»

0 :
ادامه...
واژه های نفهم

واژه های نفهم

اصلاً هولِ خوردنی نزنید؛ شکلات و ساندیس و انواع کیک های دوقلوی مغزدار تو فصل ها و حتی گوشه و کنار نقطه ها و ویرگول ها پر است. وسیله ی ایاب و ذهاب برای هر کدامتان جداگانه ردیف کرده ام. تو فصل آخر هم یک رستوران سنتی و یک فست فود ساخته ام برای ناهار ...

0 :
ادامه...
وحشی

وحشی

در زمان تحصیل در مدرسه معلم مشاور مدام مرا از کلاس بیرون می کشید و از من می خواست افکار و احساساتم را بنویسم. او می گفت هدفش از این کار این است که من دردهایم را بشناسم و در زندگی ام همیشه پیشرفت کنم؛ مدتی سعی ام را کردم اما کم کم خواسته اش به نظرم احمقانه آمد و همین باعث شد که حس بدتری پیدا کنم.

0 :
ادامه...
وزوزه جادو

وزوزه جادو

دست کرد زیر کُتش و حسابی آنجا را گشت. چند لحظه بعد یک قلم موی دسته بلند طلایی و براق توی دستش بود ... مهتاب گفت: «اسمش چیه؟» آقای بلوط چیان چشم هایش را تنگ کرد و گفت: «اسمِ کی؟» مهتاب گفت: «اسم همون دوستم که می گید این رو برام فرستاده.»

0 :
ادامه...
وسط راهروی تاریک

وسط راهروی تاریک

دکه ی ته راهرو را تا به حال ندیده بودند.نیم استوانه ای بود زرد و بنفش،شبیه قوطی کنسرو نصف شده .رویش عکسی بود از صحنه ی یک سیرک و دلقک بد قیافه ای که از دهانش آتش بیرون می داد.گوشه ی چپ عکس،مردی سر قطع شده خون چکانش را گرفته بود دستش.

0 :
ادامه...
« 27 28 29 30 31 32 33 34 مطلب : 335
تبلیغات

وبینار ناگفته های انتخاب مدرسه  class=
وبینار ناگفته های انتخاب مدرسه  class=
  class=
وبینار ناگفته های انتخاب مدرسه  class=