گام به گام درس سوم نگارش هشتم
مقدمه
دیدن، مقدمهی درست نوشتن است. وقتی با دقت به پدیدهها، تصویرها و اتفاقهای اطراف خود نگاه میکنیم، جزئیاتی را میبینیم که به نوشتههای ما جان میبخشد. گام به گام درس سوم نگارش پایه هشتم با عنوان «ببینیم و بنویسیم» به ما یاد میدهد که تنها با نگاه سطحی ننویسیم، بلکه با مشاهدهی دقیق، توجه به رنگها، حالتها، احساسات و روابط میان عناصر، نوشتهای روشن، زنده و قابلتصور خلق کنیم.
با مطالعه گام به گام درس سوم نگارش پایه هشتم میآموزیم چگونه آنچه را میبینیم، به درستی و با زبان مناسب بیان کنیم. برای مطالعهی درس بعد می توانید گام به گام درس چهارم نگارش پایه هشتم را مشاهده کنید.
جواب فعالیت نگارشی صفحه 41 نگارش هشتم
متن زیر را بخوانید و مشخص کنید که کدام بخش آن، به نقاشی نزدیکتر شده است.

جواب: صندوقچه به شکل مستطیل و چوبی بود و روکشی پر نقش و نگار از جنس فلز داشت که برروی چارپایه چوبی خود در کنج اتاق مادربزرگ، جا خوش کرده بود. درش به سمت بالا باز می شد و دوباره به طرف پایین می آمد و روی آن را می پوشاند. بر دیواره جلویی آن سه ردیف حلقه بر بدنه صندوق قرار داشت که میل های فلزی از میان آنها عبور می کرد و قفلی به شکل نیم دایره در آن حلقه ها جای می گرفت و مادربزرگ چند بار کلید را در آن می چرخاند تا قفل شود؛ کلید به رنگ قهوه ای سوخته بود و شبیه پیچ، خطوط دایره ای به دور آن چرخیده بود.
جواب فعالیت نگارشی صفحه 42 نگارش هشتم
یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و با توجه به آموزه های این درس، (خوب و دقیق دیدن) درباره آن بنویسید.
آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید.
مشاهده مسابقه فوتبال از روزنه تور دروازه
دیدن مورچهای که باری را میکشد.
دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو
صحنه ورود یک موش به خانه
آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینم
هر روز صبح که از خانه بیرون میآیم، خیابان آرام و نیمهخواب است. هوا هنوز خنک است و نور خورشید کمکم از پشت ساختمانها بالا میآید. سایهی درختان روی زمین کشیده شده و قطرههای شبنم روی برگها برق میزنند. سکوت صبحگاهی، حس شروع تازهای به من میدهد.
کمی جلوتر، مغازهها یکییکی بیدار میشوند. نانوا کرکره را بالا میکشد و بوی نان داغ در هوا پخش میشود. میوهفروش جعبهها را مرتب میکند و رنگهای شاد میوهها چشم را جذب میکند. خیابان کمکم رنگ و صدا میگیرد.
دانشآموزان از راه میرسند. بعضی آرام قدم میزنند و بعضی با عجله میدوند تا دیر نرسند. کیفهای رنگی روی شانهها افتاده و صدای خنده و صحبت در پیادهرو پیچیده است. مسیر شلوغتر و زندهتر میشود.
ماشینها پشت چراغ قرمز توقف کردهاند و صدای بوق کوتاهی شنیده میشود. رانندهها بیحوصله به ساعت نگاه میکنند. پرندهها روی سیم برق نشستهاند و گاهی پر میکشند. این صحنهها کنار هم، تصویر کاملی از یک صبح معمولی میسازند.
وقتی به مدرسه نزدیک میشوم، حیاط از دور دیده میشود. دانشآموزان وارد میشوند و صدای زنگ در گوشم میپیچد. مسیر خانه تا مدرسه فقط یک راه ساده نیست؛ مجموعهای از تصویرهاست که هر روز میتوان آن را با دقت دید و نوشت.
مشاهدهی مسابقهی فوتبال از روزنهی تور دروازه
ایستادن پشت تور دروازه، دید متفاوتی به زمین فوتبال میدهد. دنیا از میان مربعهای کوچک تور دیده میشود و همهچیز کمی لرزان به نظر میرسد. چمن سبز زیر نور خورشید میدرخشد و خطوط سفید زمین واضح دیده میشوند.
توپ با سرعت به اینسو و آنسو میرود. گاهی نزدیک میشود و گاهی دور. وقتی توپ به دروازه نزدیک میشود، نفسها در سینه حبس میشود. تور جلوی چشم قرار دارد و فاصلهها عجیبتر به نظر میرسند.
بازیکنان از این زاویه بزرگتر دیده میشوند. پاهایشان با قدرت روی زمین فرود میآید و صدای ضربهها واضح است. هر حرکت آنها هیجان را بیشتر میکند، چون سرنوشت بازی به این نقطه نزدیک است.
تماشاگران پشت سر، چهرهی مشخصی ندارند، اما صدایشان بلند است. فریاد شادی یا ناراحتی، ناگهان فضا را پر میکند. از پشت تور، صداها قویتر و پرهیجانتر حس میشوند.
وقتی توپ به تور میخورد، تور جلو میآید و تصویر برای لحظهای میلرزد. همهچیز در یک لحظه خلاصه میشود. دیدن فوتبال از پشت تور، بازی را پرتنشتر و هیجانانگیزتر نشان میدهد.
دیدن مورچهای که باری را میکشد
روی زمین، مورچهای کوچک نظرم را جلب میکند. تکهای نان خشک را که از خودش بزرگتر است، میکشد. بدنش خم شده و پاهایش با زحمت حرکت میکنند. با این حال، از حرکت نمیایستد.
مورچه گاهی توقف میکند و دور بار میچرخد. انگار راه را بررسی میکند. بعد مسیر تازهای انتخاب میکند و دوباره جلو میرود. رد بار روی خاک باقی میماند و تلاشش دیده میشود.
زمین ناهموار است و بارش گیر میکند. مورچه چند بار عقب و جلو میرود تا بتواند آن را آزاد کند. صبر و پشتکارش توجه مرا بیشتر جلب میکند.
مورچههای دیگر از کنارش عبور میکنند، اما هرکدام مسیر خودشان را دارند. مورچهی باربر تنهاست، اما ناامید نیست. حرکت آرامش نشان میدهد که به نتیجه فکر میکند.
تماشای این صحنه ساده، درس بزرگی دارد. مورچه با وجود کوچکی، تسلیم سختی نمیشود. این تصویر، معنای تلاش و اراده را بهخوبی نشان میدهد.
دیدن شکارچی از دریچهی چشم آهو
دنیا از نگاه آهو پر از صدا و حرکت است. علفها زیر پا خشخش میکنند و بوتهها آرام تکان میخورند. گوشهای آهو مدام میچرخند و چشمهایش به اطراف دوخته شدهاند.
باد بوی عجیبی میآورد. آهو لحظهای میایستد و نفسش را نگه میدارد. هر سایه میتواند نشانهی خطر باشد. بدنش سفت میشود و آمادهی واکنش است.
ناگهان حرکتی میان علفها دیده میشود. شکارچی هنوز کامل نمایان نیست، اما حضورش حس میشود. قلب آهو تند میزند و نگاهش تیزتر میشود.
ذهن آهو پر از مسیرهای فرار است. زمین، شیبها و بوتهها را بهسرعت بررسی میکند. دنیا از نگاه او کوچک و پرخطر به نظر میرسد.
در یک لحظه، آهو میدود. تصویرها کش میآیند و صداها در هم میپیچند. دیدن شکارچی از نگاه آهو، یعنی دیدن جهان از زاویهی ترس و هوشیاری.
صحنهی ورود یک موش به خانه
موش کوچک از شکاف دیوار بیرون میآید و میایستد. چشمهایش برق میزند و سبیلهایش میلرزد. خانه برای او محیطی ناآشناست و پر از بوهای مختلف. آرام جلو میرود و گوشهها را نگاه میکند. کف خانه سرد و صاف است و صدای حرکتش کمی میپیچد. هر قدم را با احتیاط برمیدارد.
بوی غذا از آشپزخانه به مشامش میرسد. موش جلوتر میرود، اما هر لحظه آمادهی فرار است. دم باریکش روی زمین کشیده میشود.
ناگهان صدایی میآید. موش با سرعت به گوشهای میپرد و پنهان میشود. قلبش تند میزند و بدنش میلرزد. خانه پر از خطرهای پنهان است.
پس از سکوت، دوباره سرک میکشد. ترس و کنجکاوی در نگاهش دیده میشود. این صحنه نشان میدهد که یک مکان، از نگاه موجودات مختلف، چقدر متفاوت دیده میشود.
نتیجه بررسی و داوری صفحه 43 نگارش هشتم
یکی از نوشته های تمرین ۲ را انتخاب کنید و آن را با سنجه های زیر، بررسی و نقد کنید.

جواب1: این متن نشان میدهد نویسنده پیشنویس ذهنی مناسبی داشته، زیرا مسیر نوشتن از آغاز تا پایان بهصورت منظم و بدون پراکندگی پیش رفته است. از نظر پاکنویسی، نشانههای نگارشی رعایت شده و غلط املایی مشخصی دیده نمیشود و این نشاندهندهی بازخوانی متن است.
درستنویسی و انتخاب واژهها متناسب با سطح پایه هشتم است و متن از حاشیهپردازی دور مانده است. ساختار نوشته شامل آغاز، میانه و پایان مشخص است. مهمترین نقطهی قوت متن، دیدن دقیق و توصیف جزئیات دیداری مانند نور، صدا و بوهاست که تصویر روشنی در ذهن خواننده ایجاد میکند.
جواب2: موضوع نوشته حالت کلی و مبهم ندارد و نویسنده تلاش کرده است به جزئیات توجه کند و آنها را در متن بیاورد. ساماندهی ذهنی نوشته نسبتاً منظم است و ساختار آن تا حد زیادی با هدفها و آموزشهای کتاب هماهنگی دارد. استفاده از واژهها بهگونهای است که تصویر روشنی در ذهن خواننده شکل میگیرد و متن حالت تصویرسازی پیدا میکند.
نویسنده به مشاهدهی دقیق توجه داشته و آنچه را دیده، بهدرستی و با دقت روی کاغذ آورده است. نوشته منظم و پاکنویس است، نشانههای نگارشی در آن رعایت شده و غلط املایی مشخصی در متن دیده نمیشود.
درست نویسی صفحه 44 نگارش هشتم
جمله های زیر را ویرایش کنید:

مردمی با مشت های گره کرده که پیش می رفتند را دیدم.
مردمی با مشتهای گره کرده را دیدم که پیش میرفتند.
گلی که بوی خوشی داشت را بوییدم.
گلی را که بوی خوشی داشت، بوییدم.
مثل نویسی صفحه 45 نگارش هشتم
نوشته زیر را بخوانید، اصل ضرب المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید.

ضرب المثل: «خانه از پای بست ویران است، خواجه در بند نقش ایوان است».
بازآفرینی مَثَل: مردی می خواست خانه بخرد، او دنبال خانه های ارزان قیمت بود نه خانه های محکم و مقاوم. تا اینکه بالأخره، خانه مورد نظرش را پیدا کرد. بعضی از دوستانِ آشنا به معماری ساختمان، به او تذکّر دادند که این خانه، بنیان محکمی ندارد، آن را نخر؛ امّا مرد به آنها گفت: وقتی خانه را خریدم، خواهید دید که چه خانه زیبایی است.
مرد، خانه را خرید و شروع کرد به زیباسازی و آراستن ظاهر خانه. نمای آجری آن را با سنگ گران قیمت تغییر داد و در و پنجره آن را عوض کرد و رنگ و نقّاشی نمود. وقتی نمای ساختمان، حسابی زیبا شد، آن شخص به دوستانش گفت: می بینید، مانند عروسک شده است. تا اینکه یک روز، زلزله خیلی ضعیفی آمد. خانه زیبای مرد ناگهان فرو ریخت و به تپ های خاک تبدیل شد. تنها شانسی که آورد، خود و زن و بچهاش بیرون از ساختمان بودند.
جواب: در اصل ضربالمثل «خانه از پایبست ویران است، خواجه در بند نقش ایوان است» بهصورت کوتاه و فشرده گفته میشود که وقتی اساس و پایهی کاری خراب باشد، پرداختن به ظاهر آن بیفایده است. این ضربالمثل بدون داستانپردازی، پیام خود را مستقیم و نمادین منتقل میکند.
اما در شکل گسترشیافته (بازآفرینی مثل) همین مفهوم بهصورت داستانی و توضیحی بیان شده است. نویسنده با روایت خرید خانه، بیتوجهی به بنیان آن، زیباسازی ظاهر و در نهایت فرو ریختن خانه بر اثر زلزلهی ضعیف، پیام ضربالمثل را با مثال عینی نشان میدهد. این شکل باعث میشود خواننده بهتر نتیجه بگیرد که توجه به ظاهر، بدون توجه به اصل و پایه، سرانجامی جز شکست ندارد.
در مجموع، اصل ضربالمثل کوتاه، خلاصه و حکیمانه است، اما شکل گسترشیافته با داستان و جزئیات، همان پیام را روشنتر، ملموستر و قابلدرکتر میکند.
مثل نویسی صفحه 46 نگارش هشتم
اکنون، ضرب المثل زیر را به شیوه باز آفرینی گسترش دهید.
ضرب المثل : «کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد».
بازآفرینی 1:
روزی روزگاری، در دامنهی کوهی سرسبز، کلاغی زندگی میکرد که همیشه از راه رفتن خودش ناراضی بود. او هر روز کبکی را میدید که با قدمهایی آرام، منظم و زیبا روی زمین حرکت میکرد. مردم و پرندگان دیگر هم به راه رفتن کبک توجه میکردند و او را تحسین مینمودند.
کلاغ با خودش گفت: «چرا من مثل او راه نروم؟ اگر راه رفتن کبک را یاد بگیرم، حتماً همه مرا دوست خواهند داشت.» از همان روز، تصمیم گرفت دیگر مثل گذشته حرکت نکند و راه رفتن خودش را کنار گذاشت. او سعی میکرد پاهایش را مثل کبک بلند کند و با نظم قدم بردارد.
اما هرچه تلاش میکرد، موفق نمیشد. پاهایش میلغزید، تعادلش بههم میخورد و خسته میشد. بدتر از همه این بود که کمکم راه رفتن قبلی خودش را هم از یاد برد. نه میتوانست مثل کبک حرکت کند و نه مثل گذشته.
چند روز بعد، کلاغ ناراحت و درمانده گوشهای نشست. آنجا فهمید که تقلید بیفکرانه نهتنها او را بهتر نکرد، بلکه تواناییهای خودش را هم از او گرفت. از آن پس، تصمیم گرفت خودش باشد و راه خودش را ادامه دهد.
بازآفرینی 2:
یکی بود، یکی نبود؛ دانشآموزی بود که همیشه با برنامهی خودش درس میخواند. نمرههایش متوسط بود، اما آرام و پیوسته پیش میرفت. یک روز دید همکلاسیاش با روش خاصی درس میخواند و همیشه نمرههای عالی میگیرد.
دانشآموز تصمیم گرفت روش خودش را کنار بگذارد و دقیقاً مثل دوستش درس بخواند. ساعت خوابش را تغییر داد، برنامهاش را بههم ریخت و بدون فکر، از روی دست او تقلید کرد. اما ذهنش با این روش جدید هماهنگ نبود.
نه مطالب را درست میفهمید و نه تمرکز قبلی را داشت. کمکم درسها برایش سختتر شد و نتیجهی امتحانها بدتر از قبل گردید. آنجا بود که فهمید هر کسی توانایی و روش مخصوص خودش را دارد.
دانشآموز به برنامهی قبلیاش برگشت و تصمیم گرفت به جای تقلید کورکورانه، راه مناسب خودش را پیدا کند. از آن پس، آرام اما مطمئن جلو رفت.
بازآفرینی 3:
روزی روزگاری، در دشت سرسبزی که پر از درخت و بوته بود، کلاغی زندگی میکرد که همیشه از خودش راضی نبود. او روی شاخهی درختی مینشست و به پرندگان دیگر نگاه میکرد. در میان همهی آنها، راه رفتن کبک بیشتر از همه توجهش را جلب کرده بود. کبک با قدمهایی آرام، منظم و زیبا روی زمین حرکت میکرد و هرکس او را میدید، تحسینش میکرد.
کلاغ هر روز با حسرت به کبک نگاه میکرد و با خود میگفت: «اگر من هم مثل کبک راه بروم، حتماً همه مرا دوست خواهند داشت و دیگر کسی به من نمیخندد.» این فکر کمکم در ذهنش ریشه دواند تا جایی که تصمیم گرفت راه رفتن خودش را کنار بگذارد و دقیقاً مانند کبک قدم بردارد.
از همان روز، کلاغ شروع به تقلید کرد. پاهایش را بلند میکرد، آهسته قدم میزد و سعی داشت حرکات کبک را مو به مو انجام دهد. اما پاهایش با این حرکتها سازگار نبود. گاهی تعادلش را از دست میداد و گاهی روی زمین میافتاد. با این حال، دست از تلاش برنداشت، چون فکر میکرد با تمرین حتماً موفق میشود.
روزها گذشت، اما او نهتنها راه رفتن کبک را یاد نگرفت، بلکه کمکم راه رفتن قبلی خودش را هم فراموش کرد. دیگر نمیتوانست مثل گذشته راه برود. حرکتهایش نامنظم، ناهماهنگ و حتی خندهدار شده بود. پرندگان دیگر با تعجب به او نگاه میکردند و بعضی از آنها پچپچ میکردند.
سرانجام، کلاغ خسته و ناراحت کنار سنگی نشست. به پاهایش نگاه کرد و فهمید اشتباه بزرگی کرده است. او برای شبیه شدن به دیگری، هویت و توانایی خودش را از دست داده بود. آنجا بود که با خودش گفت: «هر کسی راه و توانایی خودش را دارد و تقلید کورکورانه فقط باعث از دست دادن آنها میشود».
از آن پس، کلاغ تصمیم گرفت دوباره خودش باشد و به شیوهی خودش زندگی کند. هرچند مدتی طول کشید تا راه رفتن قبلیاش را به یاد بیاورد، اما این بار با تجربهای مهم و درسی ارزشمند به زندگی ادامه داد.
جمعبندی
در این درس آموختیم که نوشتن خوب، نتیجهی دیدن دقیق است. هرچه نگاه ما عمیقتر و هوشمندانهتر باشد، نوشتههایمان نیز دقیقتر و جذابتر خواهد شد. توجه به جزئیات، ترتیب مشاهده، انتخاب واژههای مناسب و پرهیز از کلیگویی، از نکات مهمی بود که در این درس با آن آشنا شدیم. اگر تمرین کنیم که قبل از نوشتن خوب ببینیم، میتوانیم احساس و تصویر را بهدرستی به خواننده منتقل کنیم.
گام به گام درس اول نگارش پایه هشتم
گام به گام درس دوم نگارش پایه هشتم
گام به گام درس سوم نگارش پایه هشتم
گام به گام درس چهارم نگارش پایه هشتم
گام به گام درس پنجم نگارش پایه هشتم
گام به گام درس ششم نگارش پایه هشتم
گام به گام درس هفتم نگارش پایه هشتم
گام به گام درس هشتم نگارش پایه هشتم
اعضای سایت می توانند نمونه سوالات و فایل های آموزشی را دانلود کنند. همینطور، بعضی از مطالب فقط به اعضای سایت نمایش داده می شود. اطلاعات مهم، تغییرات مهم آموزشی به اعضای سایت اطلاع رسانی می شود. اعضای سایت هیچ محدودیتی در استفاده از امکانات سایت ندارند و می توانند در تمام آزمون های آنلاین شرکت کنند و از تمام امکانات سایت و بخش اعضا استفاده کنند.
همین حالا نزدیک به یک میلیون نفر دیگر هم عضو فعال سایت سرزمین تیزهوش ها هستند. چرا شما به این خانواده بزرگ نمی پیوندید؟
