معرفی کتاب و محصولات آموزشی - صفحه 17
معرفی کتاب از دوازده انگشت نکبتی اش
متنفرم از خِرت خِرت پفک خوردنت روی آن مبل و صدای بلند سریال های آشغالی که می بینی و اینکه حتی نمی پرسی من کجام. حتماً فکر می کنی به قول خودت کَپه ی مرگم را گذاشته ام و ریخت نکبتم را نمی بینی. می دانم وقتی بیایی و نامه ام را بخوانی سرت از درد منفجر می شود. برای همین قرص های مُسکِنت و چای گل گاوزبان را برمی دارم. همه را خالی می کنم تو چاه توالت. خواستی از آنجا بردار...
معرفی کتاب ویس و رامین (از مجموعه ی عشق های فراموش شده)
سال ها پیش، آن وقت ها که ریش هایم هنوز سپید نشده بود، حتی می توانم بگویم سیاه هم نبود یا البته درست بگویم اصلاً ریش نداشتم، از پدرم پرسیدم: «بابا! این عشق که می گن چیه؟» پدرم گفت: «این غلط ها به تو نیومده فرزند دلبندم! تو باید دَرست رو بخونی.»...
معرفی کتاب عامره و هرمز (از مجموعه ی عشق های فراموش شده)
«آخ آخ! گفتی آسمون؟ تو پرواز کردی؟ من هم یه بار پرواز کردم تو آسمون.» هرمز سریع گفت: «واقعاً؟! با چی؟ اسب؟» مرد و زن جوان هر دو زدند زیر خنده. مرد گفت: «اسب؟ چی می گی؟! تو از کجا اومدی مرد؟...
معرفی کتاب صفورا اره و غلام بهونه گیر (از مجموعه ی عشق های فراموش شده)
صفورا دیلاق و بی قواره بود با شانه هایی پت و پهن و دستانی بزرگ مثل دو طاقار که از دو طرف تنش آویزان بودند. صورتش گُرگرفته، دهانش گشاد و بینی اش استخوانی کشیده بود. زبانش مثل نیش عقرب بود، بلکه هم بدتر، مثل اَره تیز و تند و برنده!برای همین در و همسایه و فامیل و آشنا «صفورا اَره» صدایش می زدند. اول بار آقا دده ی خدا بیامرزش این اسم را رویش گذاشت. می گفت: «معلوم نیست به کی رفته!» ...
معرفی کتاب نانت و باگت
نانت حالا به سنی رسیده که مسئولیت های کوچکی مثل خرید نان خانه را بر عهده بگیرد. او هیجان زده و خوشحال است و دلش می خواهد این مسئولیت را به بهترین شکل انجام دهد. اما وقتی کل نانی را که خریده است توی راه می خورد، عذاب وجدان می گیرد و حتی دوست دارد به شهر دیگری فرار کند.
تبلیغات:
معرفی کتاب مگنس چیس و اساطیر آسگارد
"مگنس چیس" بعد از اینکه مادرش رو از دست داد و مجبور شد دو سال تموم با سختی توی خیابون های "بوستون" زندگی کنه، فکرشم نمی کرد که چه سرنوشت پرمخاطره ای در انتظارشه: نجات جهان از یه خطر بزرگ.
معرفی کتاب موریس و کتاب های پرنده
برای پرواز به چی احتیاج داری؟ چندتا بادکنک؟ یه بالن بزرگ؟ هواپیما؟ سفینه؟ خیلی هم سخت نگیر! «موریس لسمور» فقط با یه کتاب پرواز کرد«موریس» زنی رو می بینه که داره با کتاب ها پرواز می کنه. زن یکی از کتاب های پرنده ش رو به موریس می ده و موریس سر از خونه ی کتابها درمیاره...
معرفی کتاب من کدومم؟3 لولا:زندگی با شکوه من
لولا یکی دیگه از دختر های شاد باشگاه نیلوفر آبیه. اون می تونه با گریم، چهره ی دوستاش رو عوض کنه.
معرفی کتاب من کدومم؟ 4 میکا:زندگی تازه ی من
میکا یه دختر دوست داشتنی که عااااشق ورزش کردن و کشیدن داستانای تصویریه. اون دلش می خواد دوستای جدید پیدا کنه، اما خب این کار خیلی هم آسون نیست!!
معرفی کتاب من کدومم؟1 کی کی:زندگی زیبای من
کی کی عاااشق لباس های رنگی رنگی و با حاله و آرزوش اینه که یه روز طراح لباس معروفی بشه.
تبلیغات:
